اعراض
مدیر سایت2025-12-01T07:27:00+00:00اعراض یکی از مفاهیم مهم و کلیدی در حقوق و حتی متون دینی است که در بسیاری از مباحث فقهی، مدنی و اجتماعی نقش پررنگی دارد. آگاهی از مفهوم اعراض، انواع آن و چگونگی کارکردش در نظام حقوقی، میتواند بسیاری از ابهامها را روشن کند و به درک بهتر روابط مالکیت و مسئولیتهای افراد کمک نماید. در این نوشتار، با زبانی ساده و رویکردی کاربردی، به بررسی مفهوم اعراض در قانون مدنی، حقوق و قرآن، پرداختهایم.
اعراض یعنی چه؟
اعراض در حقوق به معنای چشمپوشی از حق مالکیت نسبت به یک مال است، اقدامی یکجانبه که از سوی مالک و تنها با اراده او صورت میگیرد. بهموجب این مفهوم، صاحب مال تصمیم میگیرد رابطه خود با شیء را قطع کرده و آن را در شمار اموال مباح قرار دهد. بر اساس تحلیلهای حقوقی، اعراض مانند ابراء نوعی اسقاط حق است و نیاز به توافق دو طرفه ندارد. در نگاه فقهی نیز مبنای اصلی این مفهوم احترام به اراده و سلطه مالک بر مال خویش است. به تعبیر دقیقتر، آنچه در اعراض اهمیت دارد «قصد اسقاط مالکیت» است نه الزاماً «قصد تصرف دیگری». برخی حقوقدانان معتقدند که اثبات اعراض ممکن است نیازمند یقین باشد، هرچند برخی نظریات ظن را نیز کافی میدانند. بنابراین اختلاف نظر وجود دارد که آیا صرف اعراض، مالکیت را فوراً ساقط میکند یا نیازمند تحقق شرایط دیگری است.
اعراض در حقوق
اعراض در قلمرو حقوق مدنی یک مفهوم شناختهشده است که موجب جدایی مالک از مال تحت اختیارش میشود و آن را در ردیف اموال قابل تملک توسط عموم قرار میدهد. هرچند قانون مدنی ایران تعریف مستقیمی از این واژه ارائه نکرده، اما ماده ۱۷۸ بهصورت غیرمستقیم به آن اشاره دارد و حکم اشیای غرقشده را با معیار «اعراض مالک» بیان میکند. اعراض تنها در زمانی صحیح و معتبر است که شخص دارای قصد، اختیار و اهلیت باشد؛ به همین دلیل اعراض افراد مست، مکرَه یا محجور صحیح تلقی نمیشود. در نگاه حقوقی، هنگامی که مالک با اراده آزادانه از مال خود چشمپوشی میکند، راه برای تملک آن توسط افراد دیگر از طریق حیازت باز میشود. تحلیلگرانی حقوقی عموما انجام این عمل را مرتبط با اصل تسلط میدانند که مالک را بر مال خویش صاحب اختیار مطلق میشناسد.
معنی اعراض در قرآن
در قرآن کریم، «اعراض» به مفهوم رویگردانی و بیاعتنایی نسبت به موضوعی خاص به کار رفته است. این واژه در برخی آیات توصیهای مثبت دارد، مانند دوری گزیدن از رفتارهای بیهوده، سخنان لغو یا نزاعهای بیفایده. از سوی دیگر، در بعضی آیات اعراض از دستورات الهی و مسیر حق نکوهش شده است. بنابراین اعراض در قرآن، مفهومی دووجهی است و میتواند نشانه تقوا و دوری از پلیدیها باشد، یا نشاندهنده فاصله گرفتن انسان از هدایت الهی. این مفهوم در آموزههای اخلاقی نیز کاربرد فراوان دارد و به افراد توصیه میشود در برابر امور بیارزش و نابخردانه بیاعتنا باشند.
اعراض؛ یکی از اسباب زوال مالکیت
اعراض، بهعنوان یک عمل ارادی و یکجانبه از سوی مالک، یکی از عوامل مهم در از دست رفتن یا زوال مالکیت محسوب میشود. بر اساس قانون مدنی، مالکیت یک حق دائمی است؛ اما این حق مادامی باقی میماند که مالک ارادهای بر زوال آن نداشته باشد. در حقیقت، اعراض حالتی عکس تملک است؛ جایی که فرد نه به دنبال کسب مالکیت، بلکه به دنبال رها کردن آن است. برای فهم بهتر این مفهوم و تمایز آن با روشهای کسب مالکیت، لازم است ابتدا با مفهوم حقوقی تملک و تفاوتهای آن در حقوق مدنی آشنا شوید.
اعراض؛ تمایز با اسقاط حق و ارتباط با حقوق قراردادی
در نظام حقوقی ایران، مفهوم اعراض (به معنای صرف نظر کردن از مالکیت) با مفهوم اسقاط حق (به معنای انصراف از امتیازات قانونی دیگر) شباهتها و تفاوتهایی دارد. در حالی که اعراض بیشتر بر رها کردن مال یا مالکیت متمرکز است، اسقاط حق معمولاً در مورد حقوق شخصی و قراردادی کاربرد پیدا میکند. اسقاط، یک اقدام ارادی است که نتیجه آن از بین رفتن یک حق قانونی (مانند حق فسخ یا دریافت خسارت) است. اعراض نیز نوعی اسقاط است که منجر به زوال مالکیت میشود. برای نمونه، در هر قرارداد، طرفین ممکن است حق فسخ (خیار) داشته باشند که میتوانند از آن صرفنظر کنند. درک قوانین اسقاط خیارات برای تفکیک اعراض از سایر اشکال انصراف از حقوق قراردادی حائز اهمیت است.
جمعبندی
اعراض مفهومی چندلایه است که هم در حقوق و هم در متون دینی جایگاه ویژهای دارد. از منظر حقوقی، اعراض اقدامی یکطرفه است که مالکیت را ساقط و مال را در زمره مباحات قرار میدهد. در متون دینی نیز این واژه معنایی اخلاقی و تربیتی دارد و به رویگردانی از امور بیارزش یا ناپسند اشاره میکند. بررسی دیدگاه متخصصانی حقوقی نشان میدهد که اعراض نهتنها در نظام حقوقی، بلکه در زندگی فردی و معنوی افراد نیز مفهوم مهمی است. شناخت دقیق این واژه به ما کمک میکند روابط مالکانه و حتی انتخابهای اخلاقی خود را بهتر مدیریت کنیم و تصمیمهای آگاهانهتری بگیریم.
سوالات متداول
مصادیق اعراض و گذشت از حق در فقه و حقوق چیست؟
اعراض و رها کردن حق در حوزههای مختلف حقوقی، به خصوص در جایی که گذشت ارادی از یک منفعت یا امتیاز مالی مطرح است، مصادیق عملی و فقهی گوناگونی دارد. یکی از بارزترین مثالها در حقوق خانواده، مسئله بذل حقوق در طلاق خلع است. در طلاق خلع، زن با اعلام کراهت و بیزاری از همسر، در ازای بخشیدن تمام یا قسمتی از حقوق مالی خود (مانند مهریه یا نفقه) به مرد، تقاضای طلاق میکند. این بخشش یا بذل، نمونهای از گذشت ارادی از حق است که نتیجهای مشابه اعراض از مال را در پی دارد؛ زیرا زن با اراده و اختیار خود، حق مالی را رها کرده و به همسر منتقل میکند تا به هدف حقوقی خود (طلاق) برسد.
اعراض از ملک چیست؟
اعراض از ملک یعنی مالک بهطور آگاهانه و بدون انتقال مال به دیگری، از مالکیت آن دست میکشد و حق خود را ساقط میکند. این عمل برخلاف فروش یا هبه، شامل انتقال یا واگذاری نیست؛ بلکه نوعی رهاسازی مالکیت است. پس از تحقق اعراض، مال رهاشده در گروه مباحات قرار میگیرد و افراد دیگر میتوانند با حیازت آن، مالک تازه آن شوند. در بسیاری از مباحث حقوقی، این اقدام زمانی مشاهده میشود که مال برای مالک ارزش ندارد یا هزینه نگهداریاش بیشتر از فایده آن است.
اعراض و نفوس چیست؟
در برخی منابع، واژه اعراض در کنار «نفوس» استفاده میشود و به معنای رویگردانی درونی از امور زیانآور یا بیفایده است. این مفهوم بیشتر جنبه اخلاقی و عرفانی دارد و ناظر به پاکسازی درونی و تقویت روح است. هنگامی که فرد از امور پست و رفتارهای نادرست اعراض میکند، در واقع با پالایش نفوس به سوی تعالی و رشد معنوی حرکت میکند. این نوع اعراض کاملاً متفاوت از اعراض حقوقی است، اما هر دو در عنصر «صرفنظر کردن» مشترکاند.
اعراض در قانون مدنی یعنی چه؟
در قانون مدنی ایران، ماده ۱۷۸ بهطور مشخص حکمی در خصوص مال غرقشده ارائه میدهد: «مالی که در دریا غرق شده و مالک از آن اعراض کرده است مال کسی است که آن را بیرون بیاورد.» مفهوم این ماده آن است که پس از اعراض، مال در شمار مباحات قرار گرفته و هرکس با قصد تملک آن را حیازت کند، مالک آن خواهد شد. اگر اعراض مالک آشکار نباشد، مال مشمول قوانین اشیای پیدا شده خواهد بود. این ماده یکی از نمونههای عملی اعراض در نظام قانونگذاری کشور به شمار میرود.

دیدگاهتان را بنویسید