حق مالکیت یکی از بنیادینترین حقوق بشر و رکن اصلی نظامهای اقتصادی و حقوقی معاصر است. در حقوق اسلامی و به تبع آن در نظام حقوقی ایران، این حق تحت لوای قاعدهای فقهی و حقوقی به نام قاعده تسلیط شناخته میشود. این قاعده که برگرفته از حدیث نبوی «الناسُ مُسَلَّطونَ علی اَموالِهم» است، بیانگر اقتدار کامل مالک بر مایملک خویش و آزادی در انواع تصرفات است.
در این مقاله، به بررسی ابعاد مختلف قاعده تسلیط، جایگاه آن در آزادیهای فردی و محدودیتهای قانونی که بر آن وارد شده است، میپردازیم.
واژه «تسلیط» از ریشه سلطه به معنای چیرگی و اقتدار است. در اصطلاح حقوقی، تسلیط به این معناست که مالک در بهرهبرداری از مال خود کاملاً آزاد است و هیچکس نمیتواند او را از تصرف در ملکش باز دارد یا او را مجبور به تصرف خاصی کند.
در ادامه به بررسی مبانی شرعی و قانونی خواهیم پرداخت:
• مبنای فقهی: مشهورترین مستند این قاعده، حدیث نبوی است که بر اساس آن، مردم بر اموال خود تسلط دارند. این سلطنت، هم شامل تصرفات مادی (مانند تخریب یا تعمیر بنا) و هم شامل تصرفات حقوقی (مانند فروش، اجاره یا بخشش) میشود.
• مبنای قانونی: در قانون مدنی ایران، ماده ۳۰ به صراحت این قاعده را پذیرفته است: «هر مالکی نسبت به مایملک خود حق همه گونه تصرف و انتفاع دارد، مگر در مواردی که قانون استثنا کرده باشد.»
آزادی تصرف ناشی از مالکیت را میتوان در دو حوزه اصلی دستهبندی کرد:
حق مالکیت و قاعده تسلیط تنها یک بحث اقتصادی نیست، بلکه با آزادیهای فردی گره خورده است. فیلسوفان حقوقی معتقدند که بدون داشتن حق مالکیت و امنیت در تصرفات، آزادی فردی معنایی نخواهد داشت. وقتی فرد بداند که ثمره تلاش او تحت سلطه مطلق خودش قرار دارد، انگیزه برای فعالیت اقتصادی و خلاقیت افزایش مییابد. بنابراین، قاعده تسلیط محافظی در برابر مداخلات خودسرانه دولت و اشخاص ثالث در حریم خصوصی و اقتصادی افراد است.
اگرچه اصل بر آزادی مطلق مالک است، اما در حقوق مدرن و فقه اسلامی، این آزادی با مرزهایی مواجه شده است تا از هرجومرج و آسیب به حقوق دیگران جلوگیری شود.
در دنیای امروز، مفهوم مالکیت از حالت «مطلق و نفوذناپذیر» قرن نوزدهمی به سمتی حرکت کرده که دارای کارکرد اجتماعی است. یعنی مالکیت علاوه بر اینکه یک حق فردی است، باید در راستای خیر عمومی نیز باشد. با این حال، قاعده تسلیط همچنان به عنوان «اصل» باقی مانده است. به این معنا که در موارد شک، همیشه فرض بر آزادی مالک است و محدودیتها نیاز به دلیل صریح قانونی دارند.
قاعده تسلیط، ستون فقرات احترام به مالکیت خصوصی و آزادیهای فردی در نظام حقوقی ماست. این قاعده به فرد اجازه میدهد تا در پناه قانون، بر اموال خود فرمانروایی کند و از امنیت قضایی برخوردار باشد. با این حال، این قدرت مطلق نیست؛ تعامل میان «قاعده تسلیط» و «قاعده لاضرر» نشاندهنده پویایی حقوق در ایجاد توازن میان نفع فردی و عدالت اجتماعی است. شناخت دقیق این قاعده نه تنها برای حقوقدانان، بلکه برای هر شهروندی ضروری است تا مرز میان حق خود و تکلیف نسبت به جامعه را بشناسد.

دیدگاهتان را بنویسید